گویا نیوز:برخی انقلاب را معادل يک روند خونين و خشونتبار و اصلاح را معادل روندهای مسالمتآميز و صلحجويانه قرار میدهند. ليکن قتلهای زنجيرهای در دوران "اصلاحات" و به ويژه رويدادهای اخير نشان داد که گاه "اصلاح" میتواند بسی خونينتر از "انقلاب" باشد. تازه حوادث اخير، پيامد اعتراضات کاملا مسالمتآميز به نتيجه يک اقدام کاملا قانونی است: شرکت در انتخابات! مگر اصلاحطلبانهتر از شرکت در انتخابات هم ممکن است؟! واقعيت اين است که مدافعان "اصلاحات" مفهوم سياسی "اصلاح" را نمیشناسند و آن را فقط در "عدم سرنگونی" تعريف میکنند
حالا شما اسمش را هر چه دلتان میخواهد بگذاريد: اصلاح، انقلاب، گذار مسالمتآميز، جنبش سبز و يا درخت گيلاس! اين نامگذاری و اعتقاد به اين يا آن نام يا اصرار بر اين يا آن راه و روش، هيچ تغييری در آنچه در حال روی دادن است و نتايج آن، نمیدهد! اين تقديرگرايی و گردن نهادن بر سرنوشت نيست چرا که تقدير و سرنوشت هرگز بدون دخالت مجموعه عواملی که آنرا رقم زده است، نمیتواند شکل گيرد. هم «اصولگرايان» و هم «اصلاحطلبان» چشم بر اين عوامل بستهاند. «اصولگرايان» اساسا آن را انکار میکنند و فکر میکنند در بهترين شرايط ممکن بسر میبرند. «اصلاحطلبان» در بهترين حالت، درباره پيامدهای آن عوامل که به صورت ناهنجاریهای سياسی و اقتصادی و اجتماعی بروز کرده است، افشاگری میکنند تا حريف و رقيب را از ميدان به در کنند. سود و زيان هر دو به مردم نيز میرسد. مردمی که تا کنون در برابر سرکوب شديد و با کمترين امکانات توانستهاند از اين جنگ قدرت، بهترين سود را ببرند که کمترين آن همانا توجه افکار عمومی جهان و برهم ريختن تصويری بود که از آنها در ذهن جامعه بينالمللی نقش بسته بود
گیجی وخستگی، ناشنوایی مزمن، التهابات و سرطانهای پوستی و خونی و اختلالات هورمونی (عقیم شدن مردان) و مشکلات باروری (در خانمهای باردار) از جمله مواردی هستند که کارشناسان از احتمال بروز آنها در مردم بر اثر این امواج خبر میدهند."
بهگزارش خبرگزاری ایلنا، با طولانی شدن مدت زمان ارسال پارازیتهای ماهوارهای وعدم پیگیری نمایندگان مجلس در این زمینه و عدم ارائه گزارش وزیران ارتباطات، اطلاعات و بهداشت با وجود وعده قبلی، مسئولین باید گوش به زنگ نخستین بازخوردهای این پارازیتها باشند. بازخوردهایی كه خود را به صورت بیماری در شهروندان نشان میدهد.
بنا به برخی مشاهدات به تازگی افرادی به مراكز درمانی مراجعه میكنند كه بنا به گفته برخی منابع علت بیماری آنها ناشی از اثرات تشعشعات پارزیتهای ماهوارهای است كه از حدود یكماه اخیر بحثهایی پیرامون زیان آور بودن آنها در فضای سیاسی و عمومی درصدر اخبار رسانههای مكتوب و آنلاین (صداو سیما از این موضوع اصلا خبرندارد) مطرح میشود.
خاطره پروانه، در سال ۱۳۰۸ خورشیدی در خانوادهای اهل هنر زاده شد. او در ابتدا به بازخوانی صفحات به یادگار مانده از مادر"پروانه" پرداخت.
از میان زنان آواز خوان، خاطره پروانه را به عنوان نخستین زن آواز خوان در تلویزیون ثابت پاسال برگزیدند. صدای نزدیک به آلتو، چهره زیبا و برازندگی ظاهر و باطن، همه در این انتخاب موثر بود. او اما پیش از کار در ادارهی هنرهای زیبا در مدرسه جهان تربیت به کارآموزگاری مشغول بود. ابوالحسن صبا، ویولن نواز برجستهی ما نیز در همان مدرسه تدریس میکرد. خاطره برای بچهها مثنوی میخواند که صبا، خواسته و ناخواسته، صدای او را شنید. صبا میدانست که خاطره صدای خوب را از مادر خود" پروانه" به ارث برده است. هم او بود که سبب معرفی خاطره به هنرهای زیبا شد که بعدها وزارت فرهنگ و هنر نام گرفت. خاطره در پانزدهم آبانماه سال ۱۳۸۷ درگذشت. مثنوی، مناجات و الهی نامه، از جمله قطعاتی است که از او به یادگار مانده است.
تاکنون از تعداد بازداشتی ها خبری منتشر نشده ،اما خبر های موثقی از بازداشت جوانان اصلاح طلب و اعضای ستاد 88 مخابره شده است .
پ.ن:اسامی ۴تن از دستگیر شدگان که تا کنون مشخص شده است:
۱- بهنام نیک زاد
۲- عطا علیزاده
۳- آرش رهایی
۴- موسی ساکت
مادر پیرش گریه می کرد وخواهرش بر سینه اش چنگ میزد و می گفت : سهیلا ! منزل نو مبارک ببین حجله عروسی ات رابرات آماده کردن.همه گریه کردند وقتی تن نحیف و لاغرش را روی خاک سرد وباران خورده گورستان جا دادند.
یادمه وقتی برای اولین بار برگه ی امضای کمپین را بهش نشان دادم بی تامل امضا کردو نوشت: "همه موارد" اما فردایش بهم زندگ زد که امضایش را پس می گیرد پرسیدم چرا نظرش رو عوض کرده گفت: کارم !می ترسم بعدا مشکل درست بشه اون برام مهم تره.
عاشق بود عاشق مردی که دیگر او را نمی خواست و اتفاقا همکار بودند داستان شان را همه در اداره میدانستند هر وقت این دو بهم می رسیدند نگاه های دیگران رویشان دقیق میشد.تا اون روز آخر هم هنوز عاشق بود چرا زن ها به عشق وفادارترند؟
اولش با یک زخم کوچک دهان شروع شد بعد عمل جراحی و شیمی درمانی اما دیروز رفت و پای اعلامیه اش والده مکرمه و زوجه گرامی نداشت فقط همیشره مرحومه و دوشیزه مغفوره بود!

معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش:
مهر: معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش گفت: «سلسله شاهنشاهی از کتاب های درسی تاریخ حذف شده است.» حجت الاسلام محی الدین بهرام محمدیان در خصوص حذف شاهان از کتاب های درسی اظهار داشت: «شاه را حذف نکرد ه ایم بلکه سلسله شاهنشاهی را از تاریخ کشور حذف کرده ایم.»معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش ادامه داد: «در کتاب های درسی و آموزش تاریخ، توجه به رویکرد تحلیلی مطرح است.»او با بیان اینکه رویکرد کتاب های درسی توصیفی است، افزود:
«در حال حاضر دانش آموزان تاریخ های مختلف از قبیل تاریخ تولد و مرگ پادشاهان و وقوع یک حادثه تاریخی را به خاطر می سپارند.» حجت الاسلام محمدیان اضافه کرد: «به طور معمول ذهن دانش آموزان انباشته از عدد و رقم است در حالی که معتقدیم در آموزش تاریخ باید به چرایی آن پرداخته شود تا بتواند چراغ راه آینده ما و آینه ای از گذشتگان باشد.»او گفت: «در تاریخ به عنوان آینه گذشتگان به نام شاهان نیز اشاره می شود ولی در کنار آنها مردم نباید غایب باشند بلکه باید حضور داشته باشند.»
به باور بسیاری از اندیشمندان، عقاید سیمون دو بووار سرشار از تناقض است. آیا مطالبهی برابری جنسیتی در اندیشهی دوبووار در واقع ستایش نوعی «یونیورسالیسم آلتمدار» نمیباشد؟
در میانهی قرن بیستم حادثهای واقع شد که اکنون، صد سال پس از تولد کسی که به آن شکل داد، ما، به عنوان بازماندگان آن (با عقاید و برداشتهای کاملا متفاوت)، به دشواری میتوانیم پیآمدهایاش را برآورد کنیم: آزادی جنس دوم! سیمون دوبووار با درآمیختن سرنوشت زنان با خطرات آزادی، آزادیای که با مبارزهای بیپایان پیوند خورده، غوغایی به پا کرد و مکتبی بنا نهاد: فمینیسم شاهد مدعای ماست.
البته ماجرا ریشهدارتر و به بیانی سهمگینتر از بنای یک مکتب است: مساله، جهشِ انسانشناختیِ مداوم و پیوسته و روندی لاینقطع از تحول است. تحولی که میبایست در پی ویرانگریهای دومین جنگ جهانی بهوسیلهی یک دخترِ فرانسویِ آریستوکرات که از طبقهی خویش بریده، کاتولیکی که از کلیسا دوری میجوید، دبیر فلسفهای که چندان علاقهای به کارش ندارد و اگزیستانسیالیستی که همراه با ژان پل سارتر تبدیل به زوج رویایی سن ژرمن دپره شدند، اندیشیده و روشن میشد و به هیات مبارزه و مطالبه در میآمد.کرامت انسانی من زیر پا گذاشته شد; دیگران را دریابید...
نمی دانم چگونه باید این نامه را آغاز کنم .آشنایی من وشما به دوم ماه رمضان برمی گردد وپیش از آن همواره در راهروهای 240 که درانتظارمی نشستم تا راننده مرا به 209 بازگرداند همیشه صدایی در گوش من نجوا می کرد : دخترم به خودت کمک کن .یک ثانیه بیشتر اینجا ماندن برای کسی چون تو زیاد است . بگذار هنگامه شهیدی جدیدی از تو متولد شود.با جمله آخرشما نامأنوس بودم .بارها وبارها با خودم می اندیشیدم که چگونه باید هنگامه شهیدی جدیدی متولد شود؟ تا اینکه سمیه توحید لوکه 48 ساعت آخر حضورش در 209 مصادف با خروج من از پنجاه روز انفرادی بود وتنها با او هم اتاق بودم،در مورد شما اعتمادی را دردل من ایجاد کرد وبعد از آن همه بی اعتمادی به همه چیز وهمه کس برای اولین با به کسی اعتماد کردم .
در واکنش به محدودیت های داخلی
به دنبال سخنان آیت الله خامنه ای در مورد لزوم بازنگری در آموزش علوم انسانی در کشور، ایرانیان مقیم خارج در صدد راه اندازی یک دانشگاه آنلاین علوم انسانی هستند. دکتر مهران براتی، از فعالین ایرانی مقیم خارج در مورد زمان و نحوه عملکرد این دانشگاه با روز سخن گفته است.
آقای براتی می گوید: "بعد از آنکه آقای خامنه ای اعلام کرد تدریس علوم انسانی در کشور دانشگاهیان و جوانان را گمراه می کند، عده ای از همکاران دانشگاهی به این فکر افتادند که یک دانشگاه آنلاین علوم انسانی عرضه بکنند که بتواند با کمک اساتید و دانشگاه های کشورهای مختلف، هم مانع از توقف آموزش علوم انسانی در کشور شود و هم مدرک معتبری ارائه کند که در دانشگاه های جهان دارای اعتبار باشد."
وی ادامه می دهد: "این اساتید در حال تهیه طرح جامعی هستند که برای دیگر اساتید علوم انسانی در کانادا و آمریکا و کشورهای اروپایی ارسال خواهد شد.پس از آن طرح مزبور به دانشگاه های مختلفی که می توانند مدرک تحصیلی بدهند، فرستاده خواهد شدتا ازاین نظر نیز تکمیل شود. تدریس در این دانشگاه به 4 زبان فارسی، انگلیسی، فرانسه و آلمانی خواهد بود."
به گفته آقای براتی این دانشگاه مخصوص جوانان داخل کشور خواهد بود و شهریه آن نیز به گونه ای در نظر گرفته می شود که دانشجویان از عهده پرداخت آن برآیند. او در این ارتباط می گوید: "این دانشگاه در درجه اول مخصوص کسانی است که در داخل کشور هستند و امکان تحصیل درخارج از کشوررا ندارند. شهریه این دانشگاه هم به دلیل آنکه در راستای بحث همراهی تمدن هاست و احتمال زیادی می رود که از سوی اتحادیه اروپا نیز مورد پشتیبانی قرار گیرد، به حداقل خواهد رسید."
همه دروس این دانشگاه، به صورت آنلاین تدریس خواهد شد، اما ترتیبی در نظر گرفته شده که اساتید بتوانند به کشورهای نزدیک ایران بروند و به صورت حضوری از دانشجویان امتحان به عمل آورند. این دانشگاه که اعتبار بین المللی خواهد داشت، در مرحله اول برای دوره های لیسانس و فوق لیسانس ثبت نام می کند.
آن طور که مهران براتی می گوید نظریات دینی نیز در مجموعه دروس این دانشگاه جای دارد و زودترین وقت آغاز کار آن، سال آینده میلادی خواهد بود. او در پایان تاکید می کند: "اگر آقایان در حذف علوم انسانی گام عملی بردارند، این دانشگاه هر چه زودتردایر خواهد شد. ما جوانان کشورمان را در این عرصه تنها نخواهیم گذاشت."
مهران براتی، پزشک، زيست شناس و دارای درجه دکترا در اقتصاد سياسی و از بنیانگذاران "اتحاد جمهوريخواهان ایران" است
راديو فردا - رویا کریمی مجد
همه هستی من آيه تاريكی است
كه تو را در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد
من در اين آيه تو را آه كشيدم آه
من در اين آيه تو را
به درخت و آب و آينه پيوند زدم
(تولدی دیگر: فروغ فرحزاد)
برنامه صدای دیگر این هفته به عاشقانههای زندانیان سیاسی اختصاص یافته است. تا پیش از فروغ فرخزاد کمتر زن ایرانی به صراحت از خود و خواسته هایش سخن میگفت. در سالهای پس از دوم خرداد ۷۶ نسل تازهای از زنان نویسنده ایرانی به میدان آمدند که نشانهای از وقوع تحول در زنان ایرانی بودند. کارشناسان بر این باورند که زنان داستاننویس ایرانی موفق شدند پوسته فرهنگ سنتی را بترکانند و تکههایی از آنچه را که بر زنان ایران میرود برای همیشه ثبت کنند.
پس از ۲۲ خرداد ۸۸ فعالان سیاسی در ایران به صورت گستردهای بازداشت شدند و زندان میان آنها و همسران یا خانوادهشان فاصله بزرگی شد.
ژیلا بنییعقوب، روزنامهنگار و فعال مسائل زنان که خود بیش از صد روز است همسر زندانیاش را تنها از پشت شیشههای کابین ملاقات کابین دیده است، میگوید: «در این مدت خیلی از همسران زندانیان، به همسرانشان نامه نوشتند. برخی از آنها تیپهایی بودند مذهبی که با رفتارهای سنتی از آنها یاد میشود، نامههایی به همسران خود مینویسند که از آنها بعید مینماید. شاید خیلی از آنها جلوی فرزندانشان به همسرشان علنی نگفته باشند دوستت داریم. ولی حالا نامههایی مینویسند که به طور عمومی منتشر میشود که در آن با کلمات احساسی و عاطفی با همسران شان صحبت میکنند. این اتفاق برای خیلیها از جمله خود من جالب است.»
سخن آغازین
این که عشق چیست و چه معنا و مفهومی دارد، از قدیمیترین پرسشهای انسان و تقریبا به قدمت خود آفرینش است. مولانا عشق را با رسیدن به خدا برابر میداند و برای رسیدن به خدا، مردن را توصیه میکند. در نظر مولانا مرگ انسان را از زندان نفس و نیاز رها میکند و با پایانیافتن زندگی جسمانی، روح انسان نزد خدا - معشوق میرود.
بمیرید، بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید، بمیرید وزین مرگ مترسید
کزین خاک برآیید، سماوات بگیرید
اما مولانا در جای دیگر نگاهی کاملا زمینی به عشق دارد و توصیه میکند از دیدار خانهی خدا صرف نظر کنید زیرا معشوق واقعی در همسایگی شماست.
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همینجاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایهی دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
مدرسه فمینیستی: آن روزها که «حجله های» جوانان برنگشته از جبهه های جنگ، از کنارگوشه ی شهرهای غمزده برچیده می شد برای نسل من مبشر آن بود که می توانیم به تدریج سنگینی طاقت سوز کوله بار اندوه را پس بزنیم، بار دیگر کمر راست کنیم و بگوییم «ما زنان هم در این خانه حقی داریم». گر چه هنوز بوی نامطبوع خشونت های ناشی از تبعات انقلاب و جنگ و خون های به ناحق ریخته شده به مشام می رسید.
جامعه ای ماتم زده با عبور از بلایای انقلابی خشونت پرور، و جنگی هشت ساله به ما ارث رسیده بود. اما نسل ما تازه زندگی و زایش را آغاز کرده بود و به همین دلیل نمی توانست «زندگی» را به پای ارزش های مرگ طلبی «فدا» کند در نتیجه، فارغ از دل های شکسته بازماندگان و خشونت دیدگانِ جبهه های سیاسی (انقلاب و جنگ)، چشمان اش را بر آن همه نفرت و خون و انتقام، بست و «به نفع زندگی» و با یک دنیا امید برای ساختن آینده اش، حیات اجتماعی خود را آغاز کرد.
نسل من در برابر سایه مرگ و خشونت ایستاد ـ و ای بسا «بی رحمانه» ـ در چشم بازماندگان نبردهای خشونت بار نسل گذشته اش نگاه کرد و گفت: «دیگر بس است من می خواهم دوباره آغاز کنم و قادر نیستم هم چون شما بر گورهای دسته جمعی، مرثیه انتقام سر بدهم و دل ام را از نفرت و کینه به ظالمان چنان انباشته سازم که توانی برای ساختن نداشته باشم» . نسل من گفت که همه آن اتفاقات ناگوار و ضدانسانی رخ داده ولی «دوباره می توان به نام زندگی، آغاز کرد». هر چند از بیان این گفته ی سنگدلانه، شرم داشت ولی با تمام وجود درک کرده بود که در فضای خشماگین سیاسی و دو قطبی شده ی «حق / باطل» که حاصل نهضت های ایدئولوژیک و خشونت های نهفته در فرهنگ سیاسی مان است حتا نمی توان برای احقاق حق جان باختگان و قربانیان خشونت ها و کسانی که به ناحق در زندانها اعدام شدند، قدمی برداشت. چراکه احساس می کرد گسترش و بقای چنین فضایی به تداوم چرخه خشونت دامن می زند. در حالی که در فضایی غیر از فضای ثنوی و دو قطبی «حق / باطل» یعنی در فضایی «خاکستری» است که می توان ریشه های خشونت را آرام آرام آشکار ساخت و به جای بازتولید خشونت، علیه خشونت فعالیت کرد و نهال زندگانی و مهربانی کاشت.
مينا دست غيب -كتاب جمعه، ش. 30 - 1358
فروغ (1345- 1313) با شعرهايش به ديگران با تمام وجود عشق ورزيد و در عين حال آزاده ماندن را آموختز
"تو نمي داني که من چقدر دوست دارم برخلاف مقررات و آداب و رسوم و بر خلاف قانون و افکار و عقايد مردم رفتار کنم ولي بندهايي بر پاي من است که مرا محدود مي کند روح من وجود من و اعمال من در چهار ديواري قوانين سست و بي معني اجتماعي محبوس مانده و من پيوسته فکر مي کنم که هر طور شده بايد يک قدم از سطح عاديات بالاتر بگذارم من اين زندگي خسته کننده و پر از قيد و بند را دوست ندارم."
شايد هيچ سخني به قدر پاراگراف بالا گوياي فکر و آرزوي فروغ فرخزاد نباشد. او مشتاق زير پا گذاردن "قوانين سست و بي معني اجتماعي" بود. و از رهگذر شعرش به خوبي اين قوانين را به سخره گرفت:
سخن از پيوند سست دو نام
و هماغوشي در اوراق کهنه يک دفتر نيست...
در جامعه اي که عشق و ازدواج با هم گره مي خورند و نهايت عشق ازدواج تصور مي شود، فروغ در رابطه اي سالم بين يك زن و يک مرد ازدواج (ثبت قانوني عشق) را بي اهميت و بي ارزش مي داند. اما چه چيز اهميت دارد؟ سخن از چيست؟ خود فروغ به ما مي گويد:
... سخن از گيسوي خوشبخت من است
با شقايق هاي سوخته بوسه تو
و صميميت تن هامان در طراري
و درخشيدن عريانيمان
مثل فلس ماهيها در آب...
گویا نیوز: مجله اشپيگل، برگردان از الاهه بقراط
محلهای که "خانه خورشيد" در آن قرار دارد، واقع در جنوب شهر فقيرنشين تهران است. جايی که در عين حال بزرگ ترين محل داد و ستد مواد مخدر در يک کشور اسلامی است. هيچ جای ديگر مانند اين جا نمیتوان "جنس" و مواد مخدر را به اين آسانی و به اين ارزانی به دست آورد. مواد مخدر را قاچاقچيان وارد میکنند، و شوهران يا برادران با پولی که از خودفروشی دختران تهيه میشود، میخرند
صبح خيلی زود است. ليلی ۲۲ ساله که آرايش غليظی دارد با يک روسری سرخ در حياط چمباتمه زده است. استعمال مواد مخدر حلقههای زشتی زير چشمانش رسم کرده، گونههايش افتاده و دندانهايش پوسيده است. با انگشتان لرزان پشت هم سيگار میکشد و سعی میکند چيزی ببافد: عروسکهای بافتنی برای اينکه پولی هم در بياورد. ولی بافتن آسان نيست و به جايش میتواند سرگذشتش را تعريف کند.
بعد از طرح ماجرای افزایش پارازیت ها توسط وبلا گ نویسان و هشدار نسبت به خطر افتادن سلامت روانی و جسمی شهروندان و محیط زیست ، موضوع در مذاکرات مجلس شورای اسلامی ، چندین بار از طرف برخی نمایندگان مطرح شد اما طرح موضوع توسط یکی از نمایندگان زن (خانم الهیان ) شکل متفاوت تری داشت این خانم نماینده(بقول ما ترک ها نه آلدی نه ساتدی *) از ارائه آمار سقط جنین به دلیل ارسال پارازایت به کمیسیون بهداشت جهت پی گیری موضوع سخن گفت ایشان که متخصص زنان و زایمان هستند در تکمیل اظهاراتشان متذکر شدند که :
اگر آمار مستندی ارائه شود که در ماههای اخیر افزایش سقط جنین داشتهایم مطمئنا قابل پیگیری است
چون شدت این پارازیت ها در تهران بیشتر از دیگر نقاط کشورمان گزارش شده است لذا از هموطنان تهرانی درخواست میشود جهت نجات جان و روان و محیط زیست دیگر هموطنان این بارهم به حسب وظیفه ملی و میهنی و انسانی خود وارد میدان عمل شده ، به هر طریق که خود مصلحت میدانند و امکان عمل وجود دارد مقدمات بالا بردن سقط را فراهم نموده و سقط جنین نمایند لازم به ذکر است مراجعه به مراکزمورد تائید جهت ثبت مستند آمار سقط جنین لازم و ضروری است در غیر این صورت امکان به هدر رفتن کلیه زحمات متقبله وجود دارد .